تازه ترین مطالب

کد مطلب: 25909
تاریخ انتشار : 17 بهم 1396 - 18:17
کمتر کسی است که دوران پر تلاطم قبل انقلاب را درک کرده باشد و تاریخ 26 دی ماه 57 را به یاد نداشته باشد، روزی که در و دیوارهای شهرها از شعار " شاه فراری شده سوار گاری شده ..." پر شده بود.

به گزارش پیام بشرویه ،  در دورانی که در اوج راهپیمایی ها برای به ثمر رسیدن انقلاب مردمی بود در سن و سال دبیرستانی بودیم و راهپیمایی ها بر علیه شاه در روز 26 دی ماه را از مدرسه شهید محمدی بشرویه آغاز کردیم.

 

به یاد می آورم  همانطور که جمعی از دانش اموزان و جوانان در دسته راهپیمایی به سمت میدان در حرکت بودیم ، تعدادی از مردم و کسبه و بازاریان نیز شروع به راهپیمایی کرده و به جمع ما پیوستند و به استقبالمان آمدند.

 

شاه فراری شده سوار گاری شده ...

 

"26 دی ماه 1357" برای خیلی ها خاطرات پرشور و هیجان انگیز، را تداعی می کنند،کمتر کسی است که دوران پر تلاطم قبل انقلاب را درک کرده باشد و تاریخ  26 دی ماه 57 را به یاد نداشته باشد، روزی که در و دیوارهای شهرها از شعار " شاه فراری شده سوار گاری شده ..." پر شده بود.

 

"جواد صارمی" از انقلابیونی که در آن سال در سن دبیرستان بود از خاطرات روز 26 دی ماه 57 در بشرویه می گوید، با وی به گفتگو نشستیم ، خاطراتش را اینگونه ادامه می دهد:

 

مردان حق بیدارنداز پهلوی بیزارند

 

" خوب به یاد می‌آورم که نزدیک پمپ بنزین بود که دانش آموزان و مردم به هم پیوستند و با دیدن مردم روحیه گرفتیم و با صدای بلند و محکم شعار دادیم و فریاد میکشیدیم "مردان حق بیدارنداز پهلوی بیزارند"

 

آقای صارمی از اوج گیری انقلاب و زوال رژیم شاهنساهی  اینچنین می گوید: فرار شاه در ۲۶ دی ماه ۵۷  اتفاق افتاد  و انقلاب به رهبری امام راحل به اوج خود رسیده بود و دیگر عرصه بر طاغوتیان تنگ شد ، خداوند نیز با توجه به نیت پاک مردم به خصوص رهبر کبیر انقلاب اسلامی انقلاب اسلامی را یاری کرد.

 

" وحشت در دل  دشمنان افتاده وقتی که  شاه فرار کرد  همچنان راهپیمایی ها انجام میشد و بر روی دیوارها می نوشتیم " شاه فراری شده سوار گاری شده ... "

 

به گفته آقای صارمی بعد از فرار شاه هنوز نوچه های آن در کشور دست و پا می زدند " بختیار" به عنوان جانشین شاه در صدد اعلام موجودیت بود ولی مردم با قاطعیت بر علیه بختیار هم شعار می دادند ،از آنجایی که آدمی هوس باز و دارای اعتیاد بود همین نیز سوژه مردمی شده بود و شعار می دادیم " بختیار بختیار منقل بافور بیار....."

 

"مردم غیور ایران اسلامی و همچنین شهرستان بشرویه همچنان در راهپیمایی ها و تظاهرات ها بر ارزش‌های خود استوار ایستادند و آنقدر شعارهای ضد طاغوتیان سر دادند تا سرانجام رژیم فاسد پهلوی سرنگون گردید"

این تو بمیری از اون تو بمیری ها نبود....

آقای صارمی می گوید: در زمان رضا شاه هم کودتا می شد ولی رضا شاه دوباره برگشت ، این بار دیگر "این تو بمیری از آن تو بمیریها نبود" و مردم به رهبری روحانیت از صمیم دل پای کار آمده بودند و از آنجایی که ظلم و جور زیادی بر مردم شده بود و امام نیز به خاطر خداوند انقلاب کرده بود، انقلاب جاوید ماند.

 

 

دوستی ارتش با مردم و همراهی آن با انقلاب، از دیگر عواملی بود که بر پایه گذاری انقلاب تاثیر گذاشت.

اسلحه هایی که گل کاشتند...

این انقلابی شهرستان بشرویه می گوید: انقلاب آنقدر فراگیر شده بود که دیگر شاه امکان برگشت نداشت ارتش نیز به این نتیجه رسید که اسلحه را به روی مردم نکشند و مردم نیز آنگونه با ارش رفتار کردند که ما دوستدار شما هستیم و از یک کشور و برادر همدیگر هستیم  تا آنچه که گل های زیبا جای تیر را در دورن اسلحه گرفت.

 

آقای صارمی با اشاره به اینکه نسل جوان  مهمترین قشر در دوران انقلاب و اکنون هستند گفت: نسل جوان با آن عرق دینی و مذهبی  که داشتند از تأثیرگذارترین افراد در تشکیل انقلاب اسلامی بودند،در صحنه های انقلابی دوران ستمشاهی بیشتر اقشار را جوانان دانشجویان و دانش آموزان تشکیل می دادند.

 

بسیج،ریشه منافقان را از انقلاب کند

 

"نفود " پروژه ای که از قبل انقلاب تا کنون ادامه دارد ، ان زمان هم منافقین قصد داشتند به بدنه انقلاب نفوذ کنند به گفته آقای صارمی ، افرادی هم بودند که گرایش های شرق و غرب داشتند و از طرفی نشان می‌دادند که مسلمان و انقلابی هستند در واقع  می خواستند در بدنه انقلاب رخنه کنند ولی امام با فرمانی تاریخی  آنان را از انقلاب جدا کرد و جوانان خالص پای کار ماندند.

 

"فرمان تشکیل ارتش بیست میلیونی بسیج " از سوی امام راحل از بزرگ ترین اقداماتی بود که موجب گردید تا افراد ساماندهی شود و دیگر منافقان نتوانند به راحتی در بدنه انقلاب نفوذ کنند"

 

آقای صارمی می گوید: روحیه دیکتاتوری، بی اعتقادی مذهبی،سیاست اسلام ستیزی و غرب زدگی ،خودباختگی، به حراج زدن دارایی های ایران، از بین بردن منافع ملی و عمومی و تاراج آن توسط غرب و شرق, فرهنگ و ارزش گذاری به غربی ها،. فساد مالی و اخلاقی و هوسرانی درباریان ،بیگانه پرستی و وابستگی به غرب در جنبه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و نظامی، رفتار خشن با مردم و زندانیان ، بی اعتنایی به وضعیت معیشت مردم،هدر دادن بیت المال برای گرفتن جشن های درباری و .... تنها بخشی از شیوه های حکومت داری شاه بود که موجب گردید تا مردم نتوانند وضعیت ذلت بار این رژیم را تحمل کنند.

آقای صارمی با زنده نگه داشتن یاد و خاطره روحانی مبارز و رهبر انقلابی بشرویه هم گفت: رهبر مبارزان انقلابی در شهرستان بشرویه مرحوم حجت الاسلام ابوالحسنی بودند که یاد ایشان همواره زنده خواهد بود.

 

محمد دنیایی" از پیشکسوتان و مبارزین انقلابی شهرستان بشرویه در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پیام بشرویه، خاطرات خود را از اولین برگزاری راهپیمایی در بشرویه این چنین نقل می کند : با شروع انقلاب اسلامی در مرکز پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ کشور ، جمعی از جوانان اگاه و انقلابی دور هم می نشستند و نوارها و اطلاعیه های حضرت امام (ره) را بطور خیلی محرمانه توزیع می کردند تا اینکه در ایام شهادت امام جعفر صادق(ع) در سال 57 در مدرسه علمیه مجلسی برگزار شد که پس از پایان مجلس چند نفری فریادهای کوبنده الله اکبر سردادند و اولین راهپیمایی را در بشرویه رقم زده و جو خفقان حاکم بر شهر را شکستند .

وی افزود: روز بعد از آن حادثه پس از مراسمی که در محل مهدیه برگزار شده بود حرکتی آغاز شد که مردم در مسیر بلوار انقلاب اسلامی فعلی حد فاصل مهدیه تا میدان اصلی شهر براه افتادند و تجمعی را برپا کردند که در این تجمع حضرت حجه الاسلام والمسلمین ابوالحسنی سخنرانی کوبنده و هیجانی داشتند که مردم تشویق و ترغیب شدند به شرکت در اینگونه مراسم ها و می توان گفت از آنروز به بعد راهپیمایی هر روز برگزار می شد ، کم کم دانش آموزان و جمعی از فرهنگیان هم به جمع راهپیمایان پیوستند و مسیر ها طولانی تر شد وسخنرانان زبده و انقلابی هم از سایر شهرها به منطقه می آمدند .

محمد دنیایی ادامه داد:  یادم هست یک روز شایعه شده بود که در بشرویه راهپیمایان قصد دارند شیشه ادارات و بانک ها را بشکنند ، به همین بهانه یک گروهان نیروی مسلح از خارج بشرویه آمده بودند تا در نقاط حساس سنگر بندی کنند . آن روز هم راهپیمایی با شور و هیجان خاصی شروع شد و در وسط میدان شهر حجه الاسلام ابوالحسنی بالای سقف یک خودرو "رندرور "رفته و سخنرانی کردند و اعلام نمودند ما شیشه شکن نیستیم _ما بت شکنیم و مردم هم همین شعار را سر می دادند .

 ایشان اشاره به عمامه خود کردند و گفتند این کفن من است که روی سرم هست . و این بیت شعر با هیجان و احساس قرائت کردند :  مرگ اگر مرد است گو نزد من آید تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ .

این حرکت این روحانی انقلابی باعث دلگرمی شرکت کنندگان شد و نهایتا مسیر راهپیمایی ادامه پیدا کرد و به مردم اعلام شد تا شعارهایی که از بلند گوها پخش می شود جواب دهند . آن روز هم راهپیمایی به خوبی به پایان رسید و نهایتا هر روز راهپیمایی برگزار می شد تا روزی که امام (ره) وارد میهن اسلامی شدند .

 این پیشکسوت انقلابی در ادامه خاطرات خود از راهپیمایی های بشرویه می گوید : بدنبال برگزاری مراسم یاد بود شهدای انقلاب اسلامی بخصوص محافل چهلم شهدا که برگزار می شد ، مجلسی در محل مسجد جامع میدان به همین منظور برگزار گردید که در این مجلس یکی از مداحان و ذاکران اهل بیت (ع) مرحوم شد روان پژمان با مداحی در وصف شهدا و تالم زیادی که به وی دست داده بود پیراهن در بدن درید ، که تمام مردم تحت تاثیر قرار گرفتند .در پایان این مجلس مامورین ژاندارمری نامبرده را دستگیر و به پاسگاه انتقال دادند ولیکن مردم با تجمع در مقابل پاسگاه خواستار آزادی وی شده و نگذاشتند به این ذاکر اهل بیت (ع) آسیبی برسد .

 

 

 

 

دیدگاههای ارسال شده ، پس ازتأیید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.

پیامهایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

انتشار نظر به معنای تأیید از دید مسئول سایت نبوده و مسئولیت نظرات بر عهده نظردهنده است.

نظر شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.